تبليغاتX
๑۩۞۩๑ خاطرات یک روانی ๑۩۞۩๑

๑۩۞۩๑ خاطرات یک روانی ๑۩۞۩๑

لنگرود لینکستان

خلاصه قسمت بیست و هشتم سریال جواهری در قصر !

... و مادام هن که دیگر توان و رمقی برایش باقی نمانده بود دنیا را ترک می گوید و یانگوم را تنها و بی کس در مسیرش به جزیره تنها می گذارد!

یانگوم بر سر بدن بی جان مادام هن

صورت سرد بانو هن


در همین حال افسر مین جو را آزاد می کنند و او شتابان به دنبال یانگوم می رود... ولی متوجه می شود یانگوم و مادام هن قبلاً به تبعیدگاه اعزام شده اند..

افسر مین جو را آزاد می کنند


با التماس یانگوم ، سربازان جسد مادام هن را دفن می کنند

دفن جسد بانو هن

ولی به یانگوم اجازه نمی دهند نشانی بر روی قبر او باقی بگذارد و او را گمنام رها می کنند...

تدفین گمنام بانو هن


سرانجام یانگوم بدون مادام هن سوار قایق می شود و به طرف تبعیدگاه جیجو برده می شود...

یانگوم به سوی تبعیدگاه


افسر مین هم ناکام در رسیدن به قایق به دریا می نگرد...

افسر مین ناکام در رسیدن به یانگوم


خبر مرگ مادام هن به قصر می رسد و یونسنگ به یانگرو و گیومیونگ التماس می کند او را نیز مجرم جلوه دهند و به جزیره تبعید کنند و حتی مستقیماً به پیش مادام چویی و بانوی منشی های سلطنتی می رود و از آنها تقاضا می کند او را نیز به جزیره تبعید کنند که در نهایت با وساطت بانو مین مشکل بر طرف می گردد...

التماس یونسگ از یانگرو و گیومیونگ


آشپز کنگ داگو هم پول های همسرش را که سال ها به دنبالش بود سرانجام در دیوار خانه می یابد و قصد دارد تا به جزیره برود و خیال می کند می تواند با پرداخت پول یانگوم را بخرد و یا به نحوی بر گرداند... ولی با مخالفت شدید همسرش روبرو می شود...

داگو درپی نجات یانگوم


همسر داگو افسر مین را ملاقات می کند و به او می فهماند یانگوم همان کسی بوده که جانش را نجات داده و افسر مین جو پس از شنیدن خبر سراسیمه و عصبی می شود..
یانگوم هم هنوز در قایق روان به سوی جیجو به سر می برد...

یانگوم به سوی تبعیدگاه


در بدو ورود به جزیره یانگوم دو بار از دست افسر نگهبان فرار می کند و او مجبور می شود به شدت او را بسته و به یانگوم روزها غذا ندهد زیرا یانگوم زیبا بوده و ارزش فراوانی برای حاکمان جزیره داشته اشت !!!
( در نسخه چینی این مجموعه یکی از علل فرار یانگوم از دست سربازان و فرار او از جزیره ، تجاوز به دختران جوان خدمتکار توسط حاکمان جزیره عنوان گردیده است در پانویس نسخه چینی آمده است که یانگوم به علت زیبا بودن علاوه بر خدمتکار شدن به انجام این کار گمارده می شد و بانو هن و یانگوم از انجام کارهای سخت در جزیره واهمه نداشته اند ...)

یانگوم و تقاضای آزادی از افسر نگهبان


...افسر نگهبان یانگوم را در انبار کاهی زندانی می کند که دختر دیگری در آن زندانی بود.. یانگوم از دخترک تقاضای کمک می کند... یانگوم به دخترک می گوید او باید فرار کند حتی اگر به قیمت جانش تمام شود (زیرا یانگوم دوست نداشت به او تجاوز شود)

یانگوم زندانی در انبار کاه


دختر زندانی به یانگوم می گوید برای فرار یک راه باقی است ... دختر زندانی افسر نگهبان را صدا می زند و ادعا می کند که یانگوم آبله مرغان دارد

یانگوم و آبله

یانگوم و تظاهر به آبله مرغان

و نقشه دختر زندانی می گیرد و سربازان با ترس یانگوم را به قرنطینه منتقل می کنند و سربازی را مسئول مراقبت از او قرار می دهند..

یانگوم در قرنطینه


سرباز مراقب ، طبق گفته دختر زندانی خوابش می رود و یانگوم مطابق با گفته دختر از کلبه قرنطینه فرار می کند و برای قرض گرفتن قایق به سوی کلبه ساحلی فرار می کند...

یانگوم طبق گفته دختر زندانی عمل می کند


او به یانگوم می گوید داخل کلبه ساحلی شود و بگوید "یانگ - دوک" به من گفته قایقی از شما قرض بگیرم!!! یانگوم هم اینکار را می کند و با خوشحالی داخل کلبه می شود و از سربازان تقاضای قایق می کند..

یانگوم از سربازان تقاضای قایق می کند!

سربازان می گویند "یانگ دوک" کیست و بلافاصله برای دستگیری یانگوم او را تعقیب می کنند!!...

سربازان در پی دستگیری یانگوم


یانگوم می فهمد که دخترک قصد نجات او را نداشته بلکه می خواسته او را بیشتر تنبیه کنند زیرا او را به درون کلبه سربازان فرستاده بود!

یانگوم و گریز در ساحل


از سوی دیگر ، سرباز محافظ یانگوم متوجه فرار یانگوم از کلبه می شود و او همراه با دیگر سربازان نیز شروع به جستجو یانگوم در شهر می کنند...

سرباز محافظ متوجه فرار یانگوم می شود


افسر مین هم به جزیره جیجو می آید در بدو ورود مشاهده می کند که سربازان سراسیمه به دنبال کسی در شهر می گردد علاوه بر این او از فاصله دور سربازانی را می بیند که در ساحل دختر جوانی را تعقیب می کنند او در دلش آرزو می کند که آن ها هرگز نتوانند دخترک را بگیرند او نمی دانست آن دخترک همان یانگوم است!

مین جو شاهد جستجوی سربازان در جزیره


سرانجام سربازان یانگوم را بار دیگر دستگیر میکنند فرمانده ، سرباز محافظ را به شدت سرزنش می کند و خواستار تنبیه یانگوم می شوند و از سرباز می خواهد او را به غل و زنجیر بکشد تا دیگر فرار نکند... سرباز هم دستور را اطاعت می کند...

یانگوم دستگیر می شود


افسر مین متوجه فرارهای مکرر یانگوم می شود و از تنبیه اخیر او مطلع می گردد و بسیار ناراحت می شود... یانگوم هم بار دیگر به دخترک زندانی که او را طعمه قرار داد برخورد می کند دختر به او می گوید او قصد نجات او را داشته و تا یک خدمتکار نفهمد که چگونه تسلیم شود نمی تواند نجات پیدا کند...
وزیر سمت راست متوجه ترک مین جو به جزیره می شود او احساس می کند که او مقصر بوده و باید به مین جو کمک کند تا این مورد بعنوان جرم محسوب نشود و لذا سریعاً او را به عنوان افسر دریایی جزیره جیجو منصوب می کند تا مبادا مجازات ترک از خدمت دامنگیر او شود...

وزیر سمت راست و کمک به مین جو


مادام چویی هم به مقام بانوی اول می رسد و آشپزخانه دربار و روابطش را تحت سلطه می گیرد...

مادام چویی بانوی اول


او حتی برای خود ضیافتی ترتیب می دهد و همه بانوان به غیر از بانو مین به او هدیه می دهند و در طی صحبت هایش حسابی مادام هن و یانگوم را متهم و خائن جلوه می دهد...

بانو چویی و ضیافت


ظاهراً در قصر کسی آشفته تر از یونسگ که ابتدا مادام یونگ و سپس مادام هن و یانگوم را از دست داده بود وجود نداشت...

یونسگ ناراحت و آشفته


افسر مین در راه کمک به یانگوم و ملاقات او باج های زیادی می دهد...

افسر مین و باج هایی که در جزیره می دهد


زمان خدمت فرا می رسد و یانگوم را علاوه بر شدت بیماری و زخم هایش مجبور به کار در چراگاه می کنند...

یانگوم و فراخوانی جهت کار در چراگاه

پاهای یانگوم به شدت مجروح است


یانگوم در چراگاه دوباره فکر فرار به سرش می زند و با آزاد کردن سواران ، سربازان را مشغول و خود می گریزد دوباره سربازان به جستجوی یانگوم می شتابند...

یانگوم چارپایان را فراری می دهد


ولی خوشبختانه اینبار افسرمین جو او را زودتر از سربازان پیدا می کند یانگوم از ملاقات افسر مین جو بسیار خوشحال می شود ...

مین جو به یانگوم کمک می کند


آنها آن شب موفق به فرار می شوند و در لابلای تخته سنگ ها پنهان می شوند یانگوم نیمه شب پای افسر مین را که در خلال گریز زخمی شده بود می بنند

یانگوم زخم مین جو را می بندد

و با هم صحبت می کنند افسر مین به او می گوید که فهمیده چه کسی جانش را نجات داده و هرگز او را تنها نخواهد گذاشت ولی از او می خواهد به او اعتماد کند و اینبار به حرفهایش گوش دهد و دیگر فرار نکند تا او بتواند نجاتش دهد...

یانگوم و مین جو نیمه شب فرار


افسر مین از یانگوم می خواهد تا با قایقران اینجا را موقتاً ترک کند تا مین جو ترتیب کارها را بدهد.. او نیز به گفته مین جو عمل می کند...

یانگوم و قایقران

صبح روز بعد مین جو و یانگوم طبق برنامه مین خود را تسلیم می کنند ...
در حین بازجویی فرمانده متوجه می شود که مین جو ، افسر دریایی جزیره شده است و ظاهراً او یانگوم را دستگیر کرده و تحویل داده است...

یانگوم و مین جو خود را تسلیم می کنند


و در نهایت مین جو ضمانت یانگوم را می کند و دختر زندانی (طبق برنامه مین جو) از فرمانده می خواهد او را به او بسپارند تا آدمش کند!!

یانگ داک از فرمانده می خواهد یانگوم را به او بدهند

+ نوشته شده در  شنبه سوم شهریور 1386ساعت 12:2  توسط حسام یاوری  | 

سانسوری های قسمت سی ام سریال جواهری در قصر!

صدا و سیما در قسمت سی ام سعی کرده بود حداقل سانسور را بر روی این فیلم داشته باشد و بر خلاف گفته دوستان قسمتی که افسر نگهبان به یانگوم خیره می شد حذف نشد و حتی هنگامیکه یونسگ را آرایش می کردند نیز پخش شد...

سانسور اول هنگامی بود که همسر داگو هوس توت فرنگی می کند همسر داگو می گوید که من دوست ندارم بچه توت فرنگی دوست دارد داگو هم سعی دارد به حرف بچه اش گوش کند تا ببیند واقعاً اینگونه است!

داگو به صدای بچه اش گوش می دهد!

سانسور دوم مربوط به همان قسمتی است که همه در آرم پایانی مشاهده کردید افسر مین برای اینکه حس تب خود را به یانگوم نشان دهد دست او را می گیرد و البته یانگوم خجالت می کشد و فرار می کند!

افسر مین دست یانگوم را می گیرد

یانگوم و حس حیا

سانسور بعدی ظاهراً کلامی بوده و به یونسنگ می گویند ناخن هایت را کوتاه می کنیم تا بدن شاه خراش نیافتد!

ناخن های یونسگ را کوتاه می کنند

سانسور قسمت بعد ظاهراً هدفدار نبوده و فقط برای انطباق با لب صورت گرفته بود.. یانگ داک می گوید مادرش خود کشی کرده و پدرش هم هیمنطور و داستان مفصل تر است..

یانگ داک و تعریف داستان زندگی اش

+ نوشته شده در  شنبه سوم شهریور 1386ساعت 11:59  توسط حسام یاوری  | 

شصت تا عکی از یانگوم

برای دیدن عکس ها در اندازه واقعی بر روی آنها کلیک کنید



والپیپر زیبا از یانگوم ، جواهری در قصر
والپیپر زیبا از یانگوم ، جواهری در قصر
والپیپر زیبا از یانگوم ، جواهری در قصر
والپیپر زیبا از یانگوم ، جواهری در قصر
والپیپر زیبا از یانگوم ، جواهری در قصر
والپیپر زیبا از یانگوم ، جواهری در قصر
والپیپر زیبا از یانگوم ، جواهری در قصر
والپیپر زیبا از یانگوم ، جواهری در قصر
والپیپر زیبا از یانگوم ، جواهری در قصر
والپیپر زیبا از یانگوم ، جواهری در قصر
والپیپر زیبا از یانگوم ، جواهری در قصر
والپیپر زیبا از یانگوم ، جواهری در قصر
والپیپر زیبا از یانگوم ، جواهری در قصر
والپیپر زیبا از یانگوم ، جواهری در قصر
والپیپر زیبا از یانگوم ، جواهری در قصر
والپیپر زیبا از یانگوم ، جواهری در قصر
والپیپر زیبا از یانگوم ، جواهری در قصر
والپیپر زیبا از یانگوم ، جواهری در قصر
والپیپر زیبا از یانگوم ، جواهری در قصر
والپیپر زیبا از یانگوم ، جواهری در قصر
والپیپر زیبا از یانگوم ، جواهری در قصر
والپیپر زیبا از یانگوم ، جواهری در قصر
والپیپر زیبا از یانگوم ، جواهری در قصر
والپیپر زیبا از یانگوم ، جواهری در قصر
والپیپر زیبا از یانگوم ، جواهری در قصر
والپیپر زیبا از یانگوم ، جواهری در قصر
والپیپر زیبا از یانگوم ، جواهری در قصر
والپیپر زیبا از یانگوم ، جواهری در قصر
والپیپر زیبا از یانگوم ، جواهری در قصر
والپیپر زیبا از یانگوم ، جواهری در قصر
والپیپر زیبا از یانگوم ، جواهری در قصر
والپیپر زیبا از یانگوم ، جواهری در قصر
والپیپر زیبا از یانگوم ، جواهری در قصر
والپیپر زیبا از یانگوم ، جواهری در قصر
والپیپر زیبا از یانگوم ، جواهری در قصر
والپیپر زیبا از یانگوم ، جواهری در قصر
والپیپر زیبا از یانگوم ، جواهری در قصر
والپیپر زیبا از یانگوم ، جواهری در قصر
والپیپر زیبا از یانگوم ، جواهری در قصر
والپیپر زیبا از یانگوم ، جواهری در قصر
والپیپر زیبا از یانگوم ، جواهری در قصر
والپیپر زیبا از یانگوم ، جواهری در قصر
والپیپر زیبا از یانگوم ، جواهری در قصر
والپیپر زیبا از یانگوم ، جواهری در قصر
والپیپر زیبا از یانگوم ، جواهری در قصر
والپیپر زیبا از یانگوم ، جواهری در قصر
والپیپر زیبا از یانگوم ، جواهری در قصر
والپیپر زیبا از یانگوم ، جواهری در قصر
والپیپر زیبا از یانگوم ، جواهری در قصر
والپیپر زیبا از یانگوم ، جواهری در قصر
والپیپر زیبا از یانگوم ، جواهری در قصر
والپیپر زیبا از یانگوم ، جواهری در قصر
والپیپر زیبا از یانگوم ، جواهری در قصر
والپیپر زیبا از یانگوم ، جواهری در قصر

+ نوشته شده در  شنبه سوم شهریور 1386ساعت 11:54  توسط حسام یاوری  | 

بازی جواهری در قصر

بازی جواهری در قصر


‰؛‚جژD‚ة‚حŒ©ڈK‚¢ژ‍‘م‚ئڈ—ٹ¯‚ة‚ب‚ء‚ؤ‚©‚çپA‚ـ‚½‚حپA“àگlژ‍‘م‚ئڈ®‹{‚ة‚ب‚ء‚ؤ‚©‚ç‚ج“oڈêگl•¨‚ھ9گl‰B‚ê‚ؤ‚¢‚éپIپuٹJژnپvƒ{ƒ^ƒ“‚ً‰ں‚µ‚ؤ‚©‚çپA‚»‚ꂼ‚ê‚جژD‚ًƒNƒٹƒbƒN‚µ‚ؤ–ً–¼‚ًچ‡‚ي‚¹‚ب‚³‚¢پBگ§Œہژ‍ٹش‚ح3•ھ‚¾پBگ¸گi‚µ‚ؤژ‍ٹش“à‚ة‘S‚ؤ‚ًچ‡‚ي‚¹‚½ژز‚ة‚ح‹و•ت‚ب‚­–J”ü‚ئ‚µ‚ؤ‚¨‚ـ‚¯‰و‘œ‚ًŒ©‚邱‚ئ‚ً‹–‚·پBƒqƒ“ƒg‚حگl•¨‘ٹٹضگ}‚ة‚

+ نوشته شده در  شنبه سوم شهریور 1386ساعت 11:49  توسط حسام یاوری  | 

خلاصه قسمت سی ام سریال جواهری در قصر !

... و یانگوم که اینک انگیزه ای تازه و نو برای یادگیری پزشکی دارد به پیش یانگ داک می رود و از او می خواهد که به او تعلیم دهد ...

یانگوم از یانگ داک می خواهد تا به او بیاموزد


سایر خدمتکاران که در داروخانه کار می کردند به این کار معترض می شوند ولی یانگ داک به آنها اثبات می کند که یانگوم مهارت و تجربه استثنایی دارد ...

یکی از خدمتکاران معترض


خبر آغاز یادگیری یانگوم به گوش افسر مین جو می رسد و او بسیار خوشحال می شود...

افسر مین از یادگیری یانگوم مطلع می گردد


یانگ داک آموزش های پزشکی را به سرعت آغاز می کند و به یانگوم می گوید که باید هر چه او می گوید سریعاً به خاطر بسپارد زیرا او فقط یکبار هر چیز را بیان می کند یانگوم از این فشار آموزش تعجب می کند ولی چون تنها امید بازگشت او به قصر در این حرفه نهفته است سخت کوشش می کند.

کوشش یانگوم در یادگیری


او حتی در حین کار نیز ، به حفظ مطالب پزشکی می پردازد و از هر فرصتی استفاده می کند...
یانگ داک به او می گوید که باید علایمی که در صورت اشخاص می بیند یادداشت کند ولی با مخالفت مردم شهر مواجه می شود زیرا او یک خدمتکار بود و ...

خیره شدن یانگوم به صورت مردم شهر!


افسر مین جو که از این موضوع مطلع می گردد به سربازان امر می کند تا اجازه دهند یانگوم آنها را معاینه کند و علایم صورتشان را یادداشت کند..

یانگوم و یادداشت علایم صورت سربازان


افسر مین به یانگوم می گوید چطور تمام سربازانش را معاینه کرده ولی او را معاینه نمی کند و...

یانگوم و معاینه افسر مین جانگ هو


یانگ داک از یانگوم می خواهد تا آنچه را که به خاطر سپرده در مورد بیماران توضیح دهد و او در این مرحله بخوبی از عهده آن بر می آید...

مرحله بعدی آموزش یانگوم


در مرحله بعد یانگ داک به یانگوم کتاب های اصلی پزشکی را داده و از او می خواهد همه آنها را حفظ کند و حتی یک خط هم جا نیندازد...

یانگوم و کتاب های اصلی پزشکی !


او نیز شبانه روز به مطالعه کتب اصلی پزشکی می پردازد...

یانگوم و حفظ شبانه روزی کتب پزشکی


نیمه شب یونسگ مشغول غذا دادن به سگ هدیه ای شاه بود که ...

یونسنگ و سگ پادشاه


پادشاه و افرادش حین قدم زدن او را می بینند بانوی منشی های سلطنتی او را مواخذه می کند که چطور با سگی که با شاه قدم می زند چنین رفتار می کند و از او توضیح می خواهد ولی شاه به افرادش می گوید بگذارید برود حتماً دلایل خودش را داشته است!

شاه و افرادش یونسگ را حین غذا دادن به سگ می بینند


خاندان چویی سارریون را برای جانشینی گیومیونگ وارد قصر می کنند و مادام چویی تعلیم آن را به عهده گیومیونگ قرار می دهد ولی مادام چویی متوجه می شود گیومیونگ آن طور که باید به او تعلیمات مرسوم چویی را آموزش نمی دهد!

سارریون تحت تعلیم گیومیونگ


گیومیونگ به مادام چویی می گوید که تعلیمات قبلی اشتباه بوده و اگر تواناییهای ما بیشتر بود نیاز به توطئه چینی نسبت به افراد بی گناه نداشتیم و ...

گیومیونگ و صحبت های صریح


و در آن شب بانوی تشریفات از یونسگ می خواهد تا همراهش برود... و آن شب یونسگ متوجه می شود که پادشاه او را عضوی از بانوان خاص خود قرار داده است!

یونسگ بانوی خاص می شود


در حین ملاقات شاه با یونسگ ، پادشاه از او می پرسد چرا در آن شب در حیاط گریه می کرد ولی یونسگ هیچ جوابی نمی دهد و بسیار می ترسد و حالت افسردگی دارد..

ملاقات یونسگ و پادشاه


فردای صبح آن روز همه متوجه می شوند که یونسگ دیگر یک بانوی ساده آشپزخانه نیست...

یونسگ بانوی خاص


به او اتاق ویژه بانوان خاص داده و همه به او تبریک می گویند حتی مادام چویی و گیومیونگ!

اتاق ویژه برای یونسگ


یونسگ به بانو مین می گوید ماجرای بانو هن و یانگوم را به شاه خواهم گفت! و بانو مین بسیار وحشت می کند و از او می خواهد هرگز چنین کاری نکند زیرا جرم آن ها خیانت بوده و ...

یونسگ قصد دارد ماجرای یانگوم و هن را به شاه بگوید


و اما یانگ داک حتی یانگوم را به خاطر اشتباهات پزشکی اش تنبیه می کند زیرا عقیده دارد یک اشتباه در پزشکی می تواند فردی را بکشد..

یانگ داک ، یانگوم را تنبیه می کند


و اما آموزشات پزشکی یانگوم به تست و شناخت ضربان های مختلف می رسد و یانگ داک متوجه می شود یانگوم در این کار بسیار استعداد دارد...

یانگوم استعدادش در یادگیری ضربان ها


یانگ داک و یانگوم برای معاینه یکی از اشراف که بیماری داشته است اقدام می کنند ولی یانگ داک متوجه می شود که او بر خلاف دستورش از جنسینگ سفید استفاده می کند که برای سلامتی اش مضر است... یانگ داک به شدت عصبانی می شود ولی مرد می گوید که جنسینگ را پزشکی که به تازگی به جیجو آمده به او پیشنهاد کرده است...

تجویز جنسینگ برخلاف تجویز یانگ داک


یانگ داک به سرعت سراغ مردی که فکر می کرد به قصد شیادی به مردم دارو می دهد می رود

یانگوم و پزشک اسبق

ولی یانگوم ناگهان متوجه می شود او همان پزشک سابق شاه است که حس چشایی او را درمان کرده بود...

پزشک اسبق و یانگوم


او به یانگ داک اثبات می کند که کاملاً در اشتباه است و جیسینگ خشک بخارپز شده برای بیماران تب دار مفید است و او قبلاً زمانی مجبور بوده است با وجود تب شدید از جیسینگ استفاده کند...
لذا یانگوم از وی می پرسد چه بیماری داشته که مجبور شده است از جیسنیگ سفید استفاده کند او می گوید حتی زمانیکه در ادویه خانه بوده است تومور داخل شکمی داشته است و قبل از ملاقات یانگوم کاملاً نا امید از درمان در راه مرگ سریع تر بوده است ولی اینک به دنبال درمان است و جیسینگ زمان بیشتری به او می دهد...

یانگوم به پزشک اسبق شاه هدف از پزشکی خود را می گوید


پزشک سابق به یانگوم می گوید که او پزشک خوبی خواهد شد و بسیار در این راه پیشرفت می کند ولی یانگوم به او می گوید که هدف او پزشکی نیست بلکه او می خواهد بدین وسیله به قصر دوباره بازگردد و انتقام بگیرید.. پزشک اسبق بسیار خشمگین می شود به یانگوم می گوید چطور می تواند با خشم درونی و کینه انتقام طبابت کند و او می گوید جلوی کارش را خواهد گرفت!!!
یانگ داک پزشک اسبق را به پیش یک تبعیدی می برد و به او می گوید این تبعیدی همان بیماری او را دارد و درمانش را می داند .. پزشک اسبق بسیار شگفت زده می شود...

تبعیدی با بیماری مشابه پزشک اسبق شاه


یانگ داک ماجرای جالبی از پزشک شدن خود را برای یانگوم و پزشک اسبق تعریف می کند

پزشک اسبق و یانگوم در حیرت

او می گوید که در گذشته شبیه یانگوم حرفه پزشکی را به خاطر انتقام برگزیده زیرا همان تبعیدی که اینک در این وضع گرفتار است روزی افسر قصر بوده و باعث خودکشی کردن مادر و پدرش شده و خانواده وی را به فساد متهم کرده است او بیان می کند که اگر مرد بود فنون رزمی می آموخت تا انتقام بگیرید ولی چون زن بود به دنبال حرفه پزشکی رفت...

یانگ داک و داستان پزشکی او


و همچنین می گوید هنگامیکه سایر پزشکان فقط مهارت درمان را می آموختند من مهارت درمان و کشتن را فرا می گرفتم...
او از پزشک اسبق سوال می کند هم اینک آیا مجبورم او را درمان کنم؟
پزشک اسبق به پیش افسر مین جو می رود و از وی می خواهد از قدرتش استفاده کند و یانگ داک را مجبور به درمان تبعیدی کند ولی مین جو مخالفت می کند...

پزشک اسبق و تقاضا از مین جو جهت جلوگیری یانگ داک


در نهایت یانگ داک دوباره باز می گردد و تبعیدی را با وجود خشم درونی مداوا می کند و به یانگوم پیشنهاد می کند قبل از بازگشتن به قصر ابتدا خشم درونی خود را از بین ببرد...

یانگ داک تبعیدی را با وجود تنفرش درمان می کند


یانگوم به سوی ساحل جزیره می رود و به حرف های یانگ داک فکر می کند...

یانگوم ، ساحل و تفکر

+ نوشته شده در  شنبه سوم شهریور 1386ساعت 11:47  توسط حسام یاوری  | 

خلاصه قسمت بیست و نهم سریال جواهری در قصر !

سریال جدید و فوق العاده زیبای جواهری در قصر(دوبله شده) رو براتون آماده کردیم این سریال هم هر هفته پخش میشه ما هم سعی میکنیم همزمان براتون بزاریمش

**************
سرانجام یانگوم را برای خدمت در اختیار پزشک جزیره جیجو قرار می دهند

یانگ داک شخصیت جدید سریال جواهری در قصر

یانگوم که به خاطر حقه اولیه یانگ داک از دست او حسابی عصبانی است سعی می کند از او سرپیچی کند...
افسر مین هم برای اطمینان از اینکه یانگوم در جای خوبی مستقر شده و مشکلی ندارد به او سر می زند و به او اطلاع می دهد که پستش را به خاطر او ترک کرده و اکنون افسر دریایی جزیره است.

مین جو به یانگوم ترک پستش را خبر می دهد


یانگوم از بدو ورود به داروخانه و درمانگاه متوجه حرکات مشکوکی از جانب پزشک جزیره می شود زیرا او از برخی از بیماران پول های زیادی می گرفت و داروهای به ظاهر تقلبی به آن ها می داد و این کار او یانگوم را حسابی ناراحت و عصبانی می کند و تصمیم می گیرد به مخالفت با پزشک بپردازد ...

مخالفت یانگوم با یانگ داک

پزشک با کمال تعجب متوجه حس چشایی بی نظیر یانگوم می شود زیرا او فهمیده بود که برخی از داروها تنها از لوبیا و برنج و خیلی چیزهای عادی تهیه شده اند..
ولی مخالفت یانگوم پزشک جزیره را تحریک می کند به طوری که یانگوم را در ابتدا وادار به اطاعت از فرمان خود می کند و از او می خواهد هسته حبه های دارویی را در آورد حتی اگر تقلبی هستند! و یانگوم با ناراحتی تمام مجبور می شود به انجام این کار می شود

یانگوم مجبور به اطاعت


پزشک جزیره با همدستی افسر نگهبان جزیره ، سعی می کرد سربازان را به ظاهر بیمار جلوه داده و از آنها پول دریافت کند..

همدستی افسر نگهبان با یانگ داک


افسر نگهبان هم عاشق یانگوم شده بود و خیلی دوست داشت او را با خود همبستر کند... ولی پزشک جزیره یک درس حسابی به او می دهد که دیگر از این خیالات به سرش نزند...
یانگوم هم شب ها به خاطر انجام کارهایی که به آن گمارده شده بود و دلتنگی و دوری از قصر بسیار ناراحت بود ولی بارها نصایح مادام هن در گوشش زمزمه می کرد ...

صدای مادام هن در گوش یانگوم زمزمه می کند

رویای مادام هن


یانگوم هر روز بیشتر از دست پزشک جزیره ناراحت می شود زیرا او بی دلیل از افراد سالم پول می گرفت و به آنها داروهای تقلبی می داد!

یانگ داک و داروهای ساختگی


او باز هم سعی می کند از دستور پزشک سرپیچی کند او دائماً نصایح مادام هن به گوشش می خورد که به او می گوید تو باید با صداقت و درستی کار کنی و..

یانگوم شروع به کار می کند


... افسر مین به ملاقات یانگوم می آید ولی یانگوم خود را حسابی برایش لوس می کند.. ولی وقتی می شنود افسر مین برایش گوگرد و اردک های چشمه آورده تا آنها را آزمایش کند شگفت زده می شود...

افسر مین جو برای یانگوم اردک گوگردی می آورد


به دلیل اینکه اردک های چشمه حال پادشاه را بد کرده بود حسابی ارزان می شوند و آشپز کنگ داگو همه آنها را مفت می خرد و چندین ماه با همسرش از غذای اردک استفاده می کنند و حتی همسرش حامله می شود!!

داگو ماه ها فقط اردک گوگردی مصرف می کند!


یونسگ که متوجه می شود که آشپز داگو و همسرش با اینکه ماه ها از اردک چشمه مصرف کرده اند مسموم نشده اند از خدمتکاری که غذا را آزمایش کرده بود می خواهد به خاطر بیاورد که قبل از اینکه از غذای بانو هن بخورد چه چیز دیگری مصرف کرده و او اعتراف می کند که یانگرو به او صدف دریایی داده است...

خدمتکار اعتراف می کند


کاردار دیگری از مینگ به قصر می آید و اینبار بانو چویی از او پذیرایی می کند او می گوید کاردار قبلی از بانوان این دربار بسیار تعریف کرده است علاوه بر این سگی را به عنوان هدیه به پادشاه می دهد

پذیرایی از کاردار مینگ


مادام چویی هم تمام تعریف و تمجید های کاردار مینگ را به خود می گیرد و حسابی احساس غرور می کند ..

مادام چویی و احساس غرور

گیومیونگ هم که متوجه می شود مین جو به جزیره جیجو رفته است حسابی ناراحت می شود...
افسر مین هم مشغول کار جدید خود در جزیره است دستور ساخت دیوار ساحلی برای جزیره را می دهد تا امنیت آن را بهبود بخشد...

افسر مین مشغول کار خود در جزیره


یونسنگ هم مدام در قصر درباره مادام هن و یانگوم صحبت می کند تا حدی مادام چویی او را تهدید می کند که اگر بار دیگر نام افراد خائن را بیاورد حسابی تنبیه می شود

مادام چویی ، یونسنگ را تهدید می کند

و بانو مین مجبور می شود به خاطر گستاخی یونسنگ حسابی از مادام چویی عذر خواهی کند...

بانو مین از مادام چویی عذرخواهی می کند


ولی مادام چویی برای اینکه یک درس حسابی به سه تا از بانوان سرکش بدهد هرسه (بانو مین ، چانگ یی و یونسگ) را به آشپزخانه ادویجات می فرستد...
یونسنگ هنوز بسیار نگران و افسرده است و در حیاط قصر اشک می ریزد تا اینکه با سگی (هدیه کاردار مینگ) که در اطراف ورودی قصر چرخ می زد مواجه می شود و با او شروع به همدردی می کند بی آنکه بداند همین سگ زندگی او را تغییر خواهد داد!

یونسنگ غمگین

سگ اهدایی به پادشاه

همدردی یونسنگ با سگ


یانگ داک (پزشک جزیره) کم کم متوجه استعداد یانگوم می شود و می فهمد او بسیاری از گیاهان را می شناسد و قادر به تشخیص آنان از یکدیگر است...

یانگ داک به استعداد یانگوم پی می برد


و او را بعنوان دستیار خود در طبابت انتخاب می کند ولی ظاهراً یانگوم در ابتدا تمایل چندانی به اینکار ندارد ولی او یانگوم را به این کار تحریک می کند زیرا او می دانست که یانگوم خیلی صادق است و قلب مهربانی دارد لذا از دادن دارو به پسر فقیری خود داری می کند بطوریکه یانگوم نسخه را از یانگ داک می گیرد تا دارو را به هر ترتیبی شده تهیه کند و پسر مرد فقیر را نجات دهد...

یانگوم ، پرستار یانگ داک


او به پیش افسر مین جو می رود و مقداری پول از او قرض می گیرد به او قول می دهد که پول را بر می گرداند ولی مین جو به او می گویید با حقوقی که او می گیرید 9 ماه طول می کشد تا پول را پس دهد !!

یانگوم از مین جو پول قرض می گیرد


یانگوم دارو ها را خریداری می کند ولی متوجه می شود مردم فقیر جزیره آب شیرین برای تهیه دارو ندارند لذا برای تهیه آب به سوی چاه قشر مرفه و سربازان می رود و با التماس هم نمی تواند از آنها آب بگیرید و حتی سرباز او را می زند!
یانگوم مجبور می شود برای تهیه آب راه کوهستان را طی کندتا به چشمه کوهی برسد...

یانگوم برای تهیه آب شیرین راهی کوهستان می شود


او در کوه هم افسر مین جو را ملاقات می کند!

یانگوم افسر مین را در کوه ملاقات می کند


افسر نگهبان که از آمدن ناگهانی مین جو به کوه بسیار شگفت زده می شود از او عذرخواهی می کند و اعتراف می کند که یانگ داک (پزشک جزیره) از او خواسته تا حوضچه ای برای جمع آوری باران بسازد و در عوض به او و سربازانش غذا می دهد...

اعتراف افسر نگهبان


بر خلاف تصور افسر نگهبان و یانگ داک ، افسر مین جو از این موضوع بسیار استقبال می کند و می گوید لزومی ندارد مخفیانه اینکار را بکنند و به آنها کمک می کند...

یانگوم پی به برخی خصوصیات یانگ داک می برد


یانگوم هم متوجه می شود که یانگ داک برخلاف تصور وی حقه باز نیست و حتی بسیار دوراندیش است او عقیده دارد پیشگیری بهتر از درمان است... و داروهای تقلبی برای درمان بیماری های روان است مردم تصور می کنند که مریض هستند و یانگ داک به یانگوم می فهماند قبل از آنکه داروهای مختلف را تجویز کند از پرهیز غذایی استفاده کند...
یانگ داک برای معالجه مردی می رود که اجازه نداشته است و لذا طبق قوانین جزیره او را زندانی می کنند یانگوم تازه متوجه می شود چرا یانگ داک آن روز همراه با او دستگیر شده بود او بارها به خاطر این مورد زندانی و تنبیه شده بود...

دستگیری یانگ داک


فرمانده جزیره یانگ داک را فراخوانی می کند و به او اعلام می کند بر خلاف میل شخصی اش از طرف قصر از او خواسته اند به خاطر مهارتش ، پزشک سلطنتی شود ... ولی یانگ داک نمی پذیرد او به فرمانده می گوید به آنها بگوید یانگ داک بیماری ناعلاجی دارد و نمی تواند پزشک دربار باشد!

یانگ داک برای همکاری با قصر فراخوانی می شود


و یانگوم امید تازه ای برای بازگشت دوباره خود به قصر می یابد و مصصم می شود تا حرفه پزشکی را با هدف بازگشت به قصر دنبال کند و ...

امید تازه ای برای یانگوم

 

+ نوشته شده در  شنبه سوم شهریور 1386ساعت 11:40  توسط حسام یاوری  | 

سریال جدید و فوق العاده زیبای جواهری در قصر(دوبله شده) برای دانلود

Javaheri Dar Ghaasr

سریال جدید و فوق العاده زیبای جواهری در قصر(دوبله شده) رو براتون آماده کردیم این سریال هم هر هفته پخش میشه ما هم سعی میکنیم همزمان براتون بزاریمش



پیشنهاد میکنم این سریال جذاب و دیدنی رو حتما تماشا کنید



قسمت ۱ سرور ۱ سرور ۲ سرور ۳ سرور ۴

قسمت ۲ سرور ۱ سرور ۲ سرور ۳ سرور ۴

قسمت ۳ سرور ۱ سرور ۲ سرور ۳ سرور ۴

قسمت ۴ سرور ۱ سرور ۲ سرور ۳ سرور ۴

قسمت ۵ سرور ۱ سرور ۲ سرور ۳ سرور ۴




قسمت ۶ سرور ۱ سرور ۲ سرور ۳ سرور ۴

قسمت ۷ سرور ۱ سرور ۲ سرور ۳ سرور ۴

قسمت ۸ سرور ۱ سرور ۲ سرور ۳ سرور ۴

قسمت ۹ سرور ۱ سرور ۲ سرور ۳ سرور ۴

قسمت ۱۰ سرور ۱ سرور ۲ سرور ۳ سرور ۴



قسمت ۱۱ سرور ۱ سرور ۲ سرور ۳ سرور ۴

قسمت ۱۲ سرور ۱ سرور ۲ سرور ۳ سرور ۴

قسمت ۱۳ سرور ۱ سرور ۲ سرور ۳ سرور ۴

قسمت ۱۴ سرور ۱ سرور ۲ سرور ۳ سرور ۴

قسمت ۱۵ سرور ۱ سرور ۲ سرور ۳ سرور ۴



قسمت ۱۶ سرور ۱ سرور ۲ سرور ۳ سرور ۴

قسمت ۱۷ سرور ۱ سرور ۲ سرور ۳ سرور ۴

قسمت ۱۸ سرور ۱ سرور ۲ سرور ۳ سرور ۴

قسمت ۱۹ سرور ۱ سرور ۲ سرور ۳ سرور ۴

قسمت 20 سرور 1 سرور 2 سرور 3



قسمت 21 سرور 1 سرور 2 سرور 3

قسمت 22 سرور 1 سرور 2 سرور 3

قسمت 23 سرور 1 سرور 2 سرور 3 سرور 4

قسمت 24 سرور 1 سرور 2 سرور 3 سرور 4

قسمت 25 سرور 1 سرور 2 سرور 3 سرور 4 سرور 5



قسمت 26 سرور 1 سرور 2 سرور 3

قسمت 27 سرور 1 سرور 2 سرور 3 سرور 4

قسمت 28 سرور 1 سرور 2 سرور 3 سرور 4

قسمت 29 سرور 1 سرور 2 سرور 3
+ نوشته شده در  شنبه سوم شهریور 1386ساعت 9:56  توسط حسام یاوری  |